شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

در این وبلاگ مطالبی حول شخصیت بزرگ عارف دوران شیخ المشایخ ، قطب الأقطاب ، أوحد الموحدین خاتم الأولیاء سیدی محیی الدین بن عربی سلام الله علیه گذاشته می شود باشد که مورد عنایت حضرتش واقع گردیم
آخرین نظرات

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

               


شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در کتاب شریف فتوحات مکیه می فرمایند :

« فإنه صلّی الله علیه و آله و سلم و أهل بیته علی السواء فی مودتنا فیهم فمن کره اهل بیته کرهه لأنه واحد من اهل البیت و لا یتبعض حب اهل البیت » .

ترجمه :

رسول اکرم و اهل بیت ایشان در واجب بودن مودت و دوستی ما یکسان می باشند پس بنابراین هر کس دشمن یکی از اهل بیت باشد دشمن پیامبر است چرا که پیامبر یکی از اهل بیت است و دوستی اهل بیت قابل تفکیک و تبعیض و تقسیم نیست ( یعنی اگر یکی از آنها را دوست نداشته باشی پس نمی شود گفت اهل بیت را دوست داری چرا که اهل بیت مجموع آن بزرگواران می باشد ) .

منظور ایشان از اهل بیت فرزندان حضرت فاطمه  زهرا سلام الله علیها می باشد که دقیقا قبل از این جملات به آن در ضمن داستانی کسی که به فرزندان حضرت فاطمه از سادات بدگویی می نموده به آن تصریح دارد که در پست های بعدی به آن داستان به توفیق الهی اشاره می نماییم .

قبل از این جمله و بعد از بیان داستان شعری را در شأن اهل بیت فرموده است :

فلا تعدل بأهل البیت خلقا       فاهل البیت هم اهل السیاده

فبغضهم من الانسان خسر      حقیقی و حبهم عباده

ترجمه شعر :

هیچ خلقی با اهل بیت برابری نمی کند و فقط  اهل بیت شایسته  سیادت و بزرگی می باشند .

بغض اهل بیت خسران و ضرر حقیقی و دوستی آن ها عبادت است .

ذکر چند نکته ی مهم :

1 ـ با توجه به داستان قبل از این ابیات واضح است که مراد از اهل بیت فرزندان حضرت زهرا می باشند چرا که در آن داستان تصریح دارد به این مطلب . و بالاتر که اهل بیت را به سادات هم سرایت می دهند . پس جای هیچ تردیدی نیست که مقصود حضرت شیخ روحی فداه از اهل بیت فرزندان فاطمه زهرا سلام الله علیها که در رأس آنها حضرات معصومین اند می باشد مگر  کسی از سر عناد نخواهد این مطلب را قبول نماید .

2 ـ ایشان تصریح فرموده اند که دشمن اهل بیت دشمن رسول خداست و این بسیار صریح دلالت بر عقیده ی حضرتش دارد .

3 ـ اهل بیت را در وجوب دوستی هم رتبه ی رسول خدا می دانند .

4 ـ در مصرع اول شعر فرمودن که هیچ کس با اهل بیت برابری نمی نماید و واضح است که اهل سنت اولی و دومی را بالاتر از امیرالمومنین می دانند حداقل در دوستی .

5 ـ در مصرع دوم با توجه به این قاعده  ی دستور زبان عربی که یکی از فواید ضمیر فصل افاده ی حصر و قصر است می فرماید اهل سیادت و بزرگی فقط و فقط اهل بیت و فرزندان حضرت صدیقه می باشند .

حقیر خواننده ی این سطور را به حضرت صدیقه قسم می دهم که بدون هیچ تعصبی روی این مطالب دقت کند و بعد بگوید آیا می شود چنین شخصی را سنی مذهب و یا دشمن اهل بیت دانست که برخی ادعا نموده اند ؟؟ 

آیا با توجه به این فرمایشات واضح و صریح نباید اگر جایی سخنی دو پهلو وجود دارد را حمل بر تقیه نمود ؟؟


آدرس مطالب :

 کتاب مستطاب  « فتوحات مکیه » ج 4 از چاپ های چهار جلدی ص  139    و  ج 7 از چاپ های 8 جلدی ص 205                              

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۲
فانی

                          

             

شیخ اکبر محیی الدین بن عربی سلام الله علیه در رساله ی شریفه ی الاسراء الی مقام الاسری که در پست قبلی شرح آن گذشت فرموده است :

« سالک گفت: از مسجد وصی پرسیدم. پیری را دیدم به من گفت: قصد کجا داری ؟ گفتم آهنگ مدینه الرسول . گفت: چه می خواهی از شهری که آثار آن کهنه شده و نورش خاموش گشته ؟ گفتم: منظورم خاک نیست، به ماه تابناک و عنصر پاک آن نظر دارم. گفت: آیا سخن رسول خدا را درباره ی آن نشنیده ای که فرمود و علی بابها، علی در آن شهر است، هر که قصد آن شهر را دارد باید قصد در آن را نماید » .

وصی یعنی جانشین که در مورد امیرالمومنین در این فرمایشات بکار رفته است  .

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۹
فانی

أوحد الموحدین وارث المحمدی محیی الدین بن عربی در کتاب شریف « الاسرا الی مقام الاسری » که حقایقی عرشی را از زبان پیر و سالک بیان می فرمایند در قسمتی از آن رساله ، به مقام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره می فرمایند و حقایقی را در مورد حضرت علی علیه السلام به صورت رمز و اشاره بیان می فرمایند که فهم مراد حضرت شیخ فقط برای راسخین در علم میسر است،  لکن معنای ظاهری آن هم برای آنچه که ما به صدد آن هستیم کافی است .

این کتاب شریف هم همراه رساله های دیگر حضرت شیخ و هم به صورت مستقل و هم ترجمه ی آن مستقلا چاپ شده است .

ما در اینجا به ذکر ترجمه ی قسمت مورد نظر آن می پردازیم تا استفاده ی از آن عمومی تر باشد :

« سالک گفت: در آستانه ی در قصر از دربان پرسیدم اینجا چه خبر است ؟ گفت: پیمان همسری بسته شد . اجازه گرفتم و وارد شدم . عروسی پوشیده درآمد . گفتم مرحبا به این ازدواج سعادت مند و بشارت باد به عروس و داماد .

وقتی سخنم پایان یافت آوایی شنیدم چون نسیم صبا، اشعاری در وصف عروس که نامش زهرا بود خواند .

به عروس گفتم تو را شناختم، مقام شوهرت را به من بشناسان . فرمود از حقیقتی پرسیدی که درک نمی شود اما من به اندازه ی فهم تو او را معرفی می کنم . هذا أمین الأمناء و جمال الأنبیاء و بعل الزهراء،  این امین امانت داران و جمال انبیا و شوهر زهرا است » .

تک تک کلمات رمز است و اشاره به حقایقی دارد لکن در اینجا حضرت شیخ تصریح دارند بر اینکه مقام امیرالمومنین علی علیه السلام قابل درک نیست و این خود برای کسی که دنبال حقیقت است کافی است .

مراجعه و اطلاع رسانی نمایید :

وبلاگی پیرامون دستورالعمل هلی عرفانی شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

« در محضر شیخ اکبر محیی الدین بن عربی »

ebnearabi2.blog.ir


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۵۰
فانی

یکی از رساله ها و کتاب های جناب حضرت شیخ اکبر محیی المله و الدین و الحق بن عربی رساله ی نوریه ای به نام « لا یعول علیه » می باشد .

جناب حضرت ایشان در این رساله ی عرشیه که موجز و کوتاه است جملاتی کوتاه لکن بسیار راه گشا در مسیر انسانیت و سیر الی الله و رسیدن به کمال بیان فرموده اند که الحق کمک فراوانی به  سالک الی الله دارد .

البته ناگفته نماند که جمیع رساله های حضرت شیخ سلام الله علیه از این امتیاز برخوردار هستند که حرف نهایی در توحید و معرفت پروردگار عالم را فرموده و کمکی بس عظیم به سالک الی الله دارد .

« لا یعول علیه » به معنی "نمی شود به آن اعتماد و تکیه کرد" می باشد . حضرت شیخ در این کتاب به چیز هایی که در راه سیر الی الله می توان تکیه نمود و به چیزهایی که نمی توان تکیه نمود اشاره فرموده اند و جملات این کتاب با لا یعول علیه یا یعول علیه تمام می شود .

قسمتی از این جملات در مورد حالات سالک الی الله است که به چه حالاتی می توان تکیه نمود و یا نمی توان نظر کرد .

به توفیق الهی و استمداد از روحانیت حضرت شیخ جملاتی از این رساله ی شریفه را برای عزیزان قرار خواهیم داد .

یکی از آن جملات نورانی جمله ی زیر است :

        کل شوق یسکن باللقاء لا یعول علیه

        یعنی هر شوقی که به سبب لقا و دیدار تبدیل به سکون گردد و از بین برود به آن اعتماد نمی شود و ارزش زیادی ندارد .

                                   

    

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۴۵
فانی

جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در کتب شریف الدر المکنون و الجوهر المصون که کتاب درسی علوم غریبه ی حوزه های علمیه است می فرمایند :

و الامام علی ورث علم الحروف من سیدنا محمد و إلیه أشار بقوله « أنا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد العلم فعلیه بالباب »

ترجمه :

امام علی به ارث برده اند علم حروف را از آقا و سرورمان محمد صلی الله علیه و آله و به همین مطلب اشاره دارد حدیث پیامبر که فرمود من شهر علمم و علی در آن است و هر که می خواهد وارد شهر علم گردد بر او باد که بسوی در برود .

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۰۱
فانی


        

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۲۱
فانی

جناب حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در رساله ی شریفه ی تنبیهات علی علوّ الحقیقه المحمدیه العلیه فرمایند :

« التنبیه التاسع :

إعلم أن القطب الذی علیه مدار احکام العالم و هو مرکز دائره الوجود من الآزل إلی الأبد واحد باعتبارحکم الکثره متعدد .

فانبی فی کل عصر هو قطبه و عند انقضائه نبوه التشریع بتمام دائرتها انتقلت القطبیه إلی الأولیاء مطلقا .

فلا یزال فی هذه المرتبه واحد منهم قایم هذا المقام لیحفظ الله تعالی به هذا الترتیب و النظام إلی أن ظهر خاتم الأولیاء الذی هو خاتم الولایه المطلقه والله أعلم » .

                                   مجموعه رسایل شیخ اکبر صفحه 407

ترجمه :

تنبیه نهم :

بدان که قطبی که مدار احکام نظام هستی بر اوست که مرکز دایره وجود و کل عالم است از ازل تا ابد حقیقتا یکی است و به اعتبار حکم کثرت متعدد گردد .

پس نبی در هر عصر و زمانی قطب و مرکز نظام وجود زمان است و هنگامی که نبوت تشریعی خاتمه پذیرد قطبیت به اولیاء منتقل گردد .

و پیوسته یکی از اولیاء در مقام قطبیت قایم است تا بسبب او خداوند عالم و نظام هستی را حفظفرماید تا اینکه خاتم اولیاء ظهور نماید که او خاتم ولایت مطلقه می باشد » .

بر صاحب بصیرت و خالی از غرض واضح است که نکات فراوانی در این عبارات وجود دارد که دلالت صریح بر تشیع جناب شیخ اکبر دارد که به چند مورد از آن اشاره می نماییم .

1 ـ اعتقاد به قطبیت .

ایشان قطب را نقطه ی پرگار نظام وجود و حافظ عالم و مرکز دایره ی وجود می داند و اعتقاد دارد که در هر عصری یک قطب وجود دارد که سبب حفظ نظام عالم است و نبی و ولی را قطب می داند .

اهل سنت چنین اعتقادی را ندارند و اگر چه آن ها نیز وجود نبی را در هر عصری قایلند لکن اولا بعد از انقضای نبوت اعتقاد به وجود ولی که همان صفت و ویژگی قطبیت را داشته باشد و مرکز نظام هستی باشد را ندارند و ثانیا برای نبی هم چنین اعتقادی را ندارند .

این اعتقاد مخصوص شیعیان است که در هر عصری شخصی وجود دارد یا در قالب نبی و یا ولی و امام که قطب نظام هستی است و اگر او نباشد عالم از بین میرود .

در روایتی آمده : لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها یعنی اگر حجت نباشد زمین اهل خود را فرو می برد .

اهل سنت بعد از نبی قایل به وجو ولی نمی باشند و در عبارات شیخ اکبر تصریح به این مطلب شده که بعد از نبی ولی است.

و نبی و ولی جانشین او را قطب عالم و سبب حفظ نظام هستی می داند که اهل سنت چنین اعتقادی را حتی در مورد نبی هم ندارند.

2 ـ در عبارت ایشان آمده که بعد از سلسله ی انبیاء سلسله ی اولیاء آغاز می گردد و سلسله ی اولیاء ادامه دارد تا زمان ظهور خاتم الأولیاء.

واضح است تصریح ایشان در این عبارت به ظهور حضرت حجت.

3 ـ عده ای به جناب شیخ اشکال می کنند که ایشان خودش را امام زمان می داند چرا که خود را خاتم اولیاء دانسته است . این عبارت جناب حضرت شیخ جواب به آنها می باشد چرا که تصریح به وجود و ظهور خاتم الاولیاء دارد .

ایشان خود را خاتم اولیاء ولایت مقیده می داند و حضرت حجت را خاتم اولیاء ولایت مطلقه که در عبارت هم آمده است .

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۱۸
فانی